آرام دوستت دارم

:: آرام دوستت دارم


                                                         آرام دوستت خواهم داشت،

طوری که حتی خودت هم از این عشق بویی نبری 

همین که بودنت را حس کنم کافیست 

تو در دنیای زیبایت عاشق باش 

من از دور عاشقی خواهم کرد 

اصلا مرا چه به عاشقی!

 من تنها برایت خواهم مرد!


منبع : گنه کارترین عاشقآرام دوستت دارم
برچسب ها : خواهم

تا تو را دیدم نمیدانم چرا بی خود شدم

:: تا تو را دیدم نمیدانم چرا بی خود شدم


خواستم عاشق شوم اما ندادی فرصتم
عشق را کی میچشم کی از توگردد نوبتم
 
منتظر ماندم ببینم عاشقی با تو چه کرد
تا به یادت می فتادم می شکستی خلوتم
 
قلب من در حسرت عاشق شدن رسوای توست
تو نمیخواهی بمانم تا ابد در حسرتم
 
آه از سرمای سخت این زمستان فراق
گرمی عشق تو باشد در دو عالم ثروتم
 
تا تو را دیدم نمیدانم چرا بی خود شدم
عاشقی عاشق پرستی تا ابد شد عادتم


منبع : گنه کارترین عاشقتا تو را دیدم نمیدانم چرا بی خود شدم
برچسب ها : عاشق ,دیدم نمیدانم

تب عشق تو

:: تب عشق تو


 بیا که از تب عشق تو آب شد دل من
دچار درد و غمی بی حساب شد دل من
 
برای شعله شدن آفریده شد چشمت
برای ذوب شدن انتخاب شد دل من
 
چقدر عشق تو سازنده است و ویرانگر
سر تو باد سلامت ، خراب شد دل من
 
صدای پر ز مهر و گرم تو را که شنید
برای ناز کشیدن مجاب شد دل من
 
همیشه لال ترین بود و بی ترانه ترین
به یک اشاره ی تو شعر ناب شد دل من
 
"افق" ! چه خال قشنگی ست روی گونه ی تو
به محض دیدن تو نکته یاب شد دل من

...


منبع : گنه کارترین عاشقتب عشق تو
برچسب ها :

باران

:: باران


باران که می بارد دلم برایت بیشتر تنگ می شود،

دوست دارم در باران قدم بزنم،

اما نه، می ترسم سرما بخورم،

چه باک! سرما که از دوری تو تلختر نیست!

. . .

باران که می بارد کوچه بوی تو می گیرد،

هر قطره ای که می میرد، دلم می جوشد، چشمانم سرریز می شوند.

صدای باران، خنده ی تو را برایم معنا می کند،

سرگیجه های سکوتت اسیرم می کنند،

نیمه های شب، راهم را در بیراهه ها پیدا می کنم،

انگاری که در گم شدنهایم پیدایت می کنم.

کاش همیشه گم باشم.

ببار باران..



منبع : گنه کارترین عاشقباران
برچسب ها : باران

عشق کفاره ی یک لحظه نگاه است

:: عشق کفاره ی یک لحظه نگاه است


عشق کفاره ی یک لحظه نگاه است فقط !
مثل افتادن از چاله به چاه است فقط !

بار فریاد و فغانش به دلت می افتد
اوج ظاهر شدنش در دو سه آه است فقط !

اولش چشم به در دوختن و زل زدن است
آخرش خیره شدن های به ماه است فقط !

مثل آن اسب سفیدی است که بعد از رفتن
آنچه جا مانده از آن رد سیاه است فقط !

عشق با پیچ و خمش خوب به من فهمانده
"دوستت دارم" آذوقه ی راه است فقط !

عشق فهمانده که یک کوه اگر عاشق شد
متلاشی شدنش با پر و کاه است فقط !

محمدرضا سلیمی


منبع : گنه کارترین عاشقعشق کفاره ی یک لحظه نگاه است
برچسب ها : لحظه نگاه

فصل جدایی

:: فصل جدایی


تو در کدامین فصلی؟


من چهار فصل را گذراندم، لیک به تو نرسیده ام،

کالِ کال خشکیدم و هنوز تو را ندیده ام.

...

تو در کدامین فصلی که من آشنایت نیستم،

دیگر همچون گذشته، پا به پایت نیستم؟

...

دل خوش میکنم که تو در فصل بعدی نشسته ای،

می دانم دیریست که تو به فصل جدایی رسیده ای



منبع : گنه کارترین عاشقفصل جدایی
برچسب ها :

برگرد و تا همیشه بمان مبتلای من

:: برگرد و تا همیشه بمان مبتلای من


این عاشقانه های من است و صدای من
گاها" بهانه های من است و هوای من

ده ها هزار بیت و غزل خوانده ام ولی
ده ها  هزار  بیت حزین  در صدای من

دنبال آن نگاه حزین  رفته  ام ولی
فریاد میزند به جهانم نگاه من

حسی درون سینه من داد میزند
برگرد و تا همیشه بمان مبتلای من


منبع : گنه کارترین عاشقبرگرد و تا همیشه بمان مبتلای من
برچسب ها : بمان مبتلای ,همیشه بمان